شرح كامل كنترل اينترنت، موضوعی پيچيده، سياسي و هنوز بحث برانگيز است. متن حاضر به شما کمک می کند تا درک لازم را از چگونگی تاثیر جنبههاي مختلف این سيستم بر روشهاي محدود كردن دسترسي آن، پیدا کنید. نكته كليدي اینست كه، در بعضي كشورها همه زيرساخت اينترنت به دولت و شركتهاي بزرگ تلفن تحت كنترل دولت تعلق دارد و توسط آنها اداره ميشود. دولتي كه ميخواهد دسترسي به اطلاعات را بلوكه كند، ميتواند كنترل مستقيم يا غيرمستقيم بر نقاطي كه اطلاعات توليد ميشوند و يا جايي كه به كشور وارد يا خارج ميشوند اعمال كند. دولتها توانايي قانوني گستردهاي براي جاسوسي شهروندان دارند و برخي نيز از حد قانوني فراتر ميروند و از روشهاي فراقانوني براي نظارت و محدود كردن اينترنت استفاده ميكنند.
دخالت دولت
اينترنت در طي تحقيقات مورد حمايت دولت آمريكا در دهه 70 توسعه يافت، و به تدريج در كاربردهاي دانشگاهي و سپس تجاري و عمومي گسترش پیدا کرد. امروزه، انجمني جهاني در حال فعالیت است تا از استانداردها و موافقتنامههايي كه سعي در رسيدن به اتصال آزاد و تعامل متقابل دارند، محافظت نماید.
ولي دولتها مجبور به پيادهسازي اينترنت منطبق با اين اهداف يا پيشنهادات مرتبط در مورد طراحی ساختار اينترنت نيستند. آنها ميتوانند، همانطور كه برخي اينكار را ميكنند، سيستمهاي مخابراتي را بگونهاي طراحي كنند كه داراي "نقاط انسداد" باشند، جايي كه ميتوانند دسترسي همه كشور به سايتها يا خدماتي را كنترل كنند و گاهي موارد نيز از دسترسي خارجي به بخشهاي اينترنت خود جلوگيري به عمل آورند. ساير كشورها قوانيني را تصويب ميكنند يا كنترلهاي غيررسمياي را ميپذيرند تا بر رفتار ارايهكنندگان خدمات اينترنتي نظارت داشته باشند و گاهي آنها را وادار ميكنند در نظارت يا بلوكه كردن يا حذف دسترسي به موضوعهاي معيني مشاركت كنند.
برخي از تسهيلات اينترنت يا خدمات مربوط به آن، با هماهنگي بین دولتها يا شركتهاي تحت فرمان دولت مديريت ميشود. هيچ اينترنت بينالمللي كه كاملا مستقل از دولتها عمل كند وجود ندارد. دولتها كنترل زيرساخت اينترنت و مخابرات را حق حاكميت ملي ميدانند و بسياري از آنها ممنوع و بلوكه كردن دسترسي به انواع معيني از محتوا و خدماتي را كه ناخوشايند و خطرناك به نظر ميرسند، حق خود ميدانند.
چرا اين مساله اهميت دارد
درك نظارت بر اينترنت به منظور مرتبط كردن منابع سانسور با تهديدهاي احتمالي از اهميت برخوردار است. شايد يك دولت نه تنها دسترسي به محتوا را بلوكه كند، بلكه آنچه را هم كه افراد در كشورش به آن دسترسي پيدا ميكنند كنترل نماید و شايد كاربران را به خاطر فعاليتهاي مرتبط با اينترنت كه از نظر دولت مورد قبول نيست مجازات كند. دولتها ممكن است هم مواردي را كه بايد بلوكه شود تعريف كنند و هم بلوكه كردن را انجام دهند، يا شايد قوانين، مقررات يا اجبارهاي فراقانوني وضع كنند كه كاركنان شركتهاي كوچك مستقل، وادار به بلوكه كردن و نظارت شوند. بنابراين، بسته به موقعيت كاربر، تلاش براي دور زدن سانسور آنلاين ميتواند تبعات واقعا زيانباري داشته باشد. وقتي امنيت كاربر مطرح است، درك اينكه چگونه كنترل ميشود (يا نميشود) حياتي است.

